ترجمۀ مفهوم به مفهوم (از وبسایت بی بی سی فارسی)

واحد بیان در هر زبانی جمله است. فرض بر این است که گوینده موضوعی را که می خواهد به شنونده منتقل کند، در یک رشته از این واحد ها یا جمله ها بیان می کند. هر جمله ای، چه ساده، چه مرکٌب، یک معنای کامل را در بر می گیرد، به طوری که شنونده بعد از شنیدن آن منتظر معنای دیگری از معناهایی است که از به هم پیوستن آنها «موضوع» ساخته می شود. جمله در هر زبانی از کلمه هایی ترکیب می شود که من آنها را به دو دسته تقسیم می کنم: دسته اوٌل کلمه های اصلی که عبارت است از فاعل، فعل، و مفعول، یا به گفتۀ بعضی از دستوردانان(grammarians)«نهاد» (subject) و «گزاره»(predicate) که در مواردی به آنها «مبتدا» و «خبر» یا «مُسنَد» و «مُسنَد ٌ الیه» هم می گویند، و دسته دوٌم کلمه های فرعی که عبارت است از صفت، قیــد، حـرف اضافـه، حـرف ربط، مـوصـول و غـیره. بـرای بیــان یک معنای کامل، در صورتی که فعل «لازم» (intransitive ( باشد، جمله مفعول ندارد، چون فعلی که از فاعل صادر می شود، به خود فاعل بر می گردد، و مستقیماً بر مفعولی واقع نمی شود. مثلاً فعلهای خوابیدن، رفتن، برخاستن، نشستن، پریدن، مُردن همه «لازم» است، یعنی مفعول مستقیم یا بیواسطه (direct object) ندارد. به جمله هایی با کاربردِ این فعلها نگاه می کنیم:

 


ادامه مطلب ...